تبلیغات
سربازان گمنام كریم اهل بیت
سربازان گمنام كریم اهل بیت
ما نمرده ایم كه سیدعلی تنها بماند

منوی اصلی
مطالب پیشین
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
ایا از مطالب راضی بودبد؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :


آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی


شما میتوانید مطالب یا فایلی را برای ما ارسال كنید كه هرچه سریعتر در راه اندازی سایت مارا همراهی كرده باشید.
ارسال شده در سه شنبه 27 اسفند 1392 ساعت 01:49 ب.ظ توسط پایگاه بسیج محبین المهدی(عج)-كرمان.


انتظار به معنی آینده نگری، و به معنی ناراضی بودن از وضع موجود، و به راضی شدن از آینده ی بهتر، است و انتظار فرج یعنی آماده بودن برای ظهور امام زمان (عج) و تشکیل دولت حقّه ی آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلّم و حکومت جهانی آخرین سفیر الهی، انتظار فرج یعنی مهیّا ساختن روح و جسم خود، برای روزی که با طلوع پیشوای غائب جهان، گشایش در کلیّه ی شئون زندگی بشریّت پدید می آید، روزی که تمام بدبختیها، ناکامیها، بیدادگریها و ظلمها از میان می رود. و فقر و تنگدستی، بیکاری و بیماری و بالاخره تمام مصائب و ناراحتیها یکباره و برای همیشه رخت از جان بر می بندد و به وسیله ی آن حضرت، حکومت عدل واحد جهانی در سراسر گیتی بر قرار می گردد، و برای چنین روزی باید خیلی انتظار کشید و امیدوار بود.
در همین رابطه امام صادق علیه السلام می فرماید:
«کسی که دوست دارد از یاران قائم (عج) باشد، باید در انتظار ظهور باشد، و حتماً باید کارهایش بر اساس تقوی، پاکی و اخلاق نیک باشد، چنین کسی منتظر امام (عج) است. در این راه بکوشید و آماده باشید، گوارا باد بر شما ای جوانمردان که رحمت خدا با شما است». («بحارالانوار»، ج 52، ص 140)
انتظار فرج امام عصر (عج) از برترین اعمال شمرده می شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در همین زمینه فرمود:
«اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتِی اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَ: بهترین و برترین اعمال امّت من انظار فرج (مهدی موعود (عج)) از نزد خدای عزیز و جلیل است». (همان مدرک، ص 128)
همچنین امام صادق علیه السلام فرمود: «هر کس از شما، در حال انتظار ظهور حاکمیّت خدا درگذرد، مانند کسی است که در خدمت قائم (عج) باشد و در خیمه ی او... نه بلکه مانند کسی است که در رکاب قائم (عج) بجنگد، نه به خدا سوگند، بلکه مانند کسی است که در رکاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم شهید شده باشد». («بحارالانوار»، ج 52، ص 126)
و نیز امام علی علیه السلام فرمود:
«اِنتِظارُ الْفَرَج بِالصَّبرِ، عِبادَةٌ: چشم به راه فرج (رسیدن گشایش الهی) داشتن، با صبر و بردباری، عبادت است» (همان مدرک، ص 145)
ارسال شده در چهارشنبه 6 آذر 1392 ساعت 07:16 ب.ظ توسط پایگاه بسیج محبین المهدی(عج)-كرمان.


یكی از راه‌های عملی برای ترك گناه، در نظر گرفتن صورت ملكوتی آن است، مثلا غیبت، صورت ملكوتی همان است كه خداوند متعال در كتابش فرموده: «أیحب أحدكم أن یأكل لحم أخیه میتا فكرهتموه؛ آیا دوست دارد یكی از شما كه گوشت مردار برادر خود را بخورد؟ البته از آن كراهت دارید». [۱]
اگر انسان به این نكته توجه داشته باشد كه با غیبت دیگران، گوشت مردار آنها را می خورد اصلا بدان فكر نمی‌كند چه رسد كه بخواهد بدان جامعه عمل بپوشاند. این نكته همان است كه باعث می‌شود حضرات معصومین حتی فكر گناه هم نكنند، چرا كه آنقدر معرفت بالایی دارند كه صورت‌های ملكوتی را می‌بینند و حقیقت گناهان را در نظر دارند، لذا حتی فكرشان هم به گناه معطوف نمی‌شود چه رسد به اینكه بخواهند مرتكب آن شوند.
نقل شده كه پیامبر مردی را به خاطر زنا سنگسار كرد، یكی از حضار به رفیقش گفت: این شخص در جایگاه خود كشته شد مثل سگ؛ پس از آن پیامبر با مرداری از کنار آن دو نفر عبور كردند و به آنها فرمودند: «با دندانهای خود از گوشت این مردار بكنید عرض كردند: یا رسول الله از گوشت مردار بخوریم؟ فرمودند: آنچه از بردارتان به شما رسید گندش بیش از این است!» [۲]
این بصیرت پیامبر است كه صورت واقعی آن عمل را دیده است.
امیرالمؤمنین ضمن نصیحت‌های خود به نوف بكالی فرمودند: «از غیبت دوری كن كه نانخورش سگ‌های آتش است و سپس فرمودند: ای نوف! دروغگوست كسی كه گمان كند حلال زاییده شده اما گوشت‌های مردم را به غیبت می خورد.» [۳]
اینها همه دلالت می كنند كه صورت حقیقی غیبت، چقدر زشت و پلید و تنفر انگیز است، برای اینكه انسان موفق شود چشم دلش باز شود و این حقایق را ببیند باید قدری از خود مواظبت داشته باشد و لااقل چهل روز از خود مراقبت كند و اعمالش را برای خداوند خالص گرداند تا خداوند چشمه های حكمت را از قلبش به زبانش جاری سازد همانطور كه در روایتی پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‌‌فرمایند:
«مَنْ اَخْلَصَ الْعِبَادَه لِلَّهِ اَرْبَعِیـنَ صَبَاحـًا ظَهَـرَتْ ینَابِیـعَالْحِکْمَه مِنْ قَلْبِهِ عَلَی لِسَانِهِ؛ کسی که چهل روز عملش را فقط برای خدا خالص کند، چشمه‌‌های حکمت از قلب او بر زبانش جاری می‌شود.» [۴]

 

پی نوشتها:
[۱] سوره حجرات آیه ۱۲
[۲] محجه البیضاء ج۵ ص۲۵۳
[۳] وسائل الشیعه ج۸ ص۶۰۰
[۴] مستدرك الوسایل ج ۵ ص ۲۹۵

 

خلاصه ای از بیانات استاد لبیک در حلقه معرفت، مربوط به تاریخ ۹۲/۰۸/۳۰





گاهی بعضی از اشخاص می‌گویند ما داغداریم یا اینکه روحیه‌مان خوب نیست، چه می‌شود حجابمان را رعایت نکنیم، چون ما که قصد نداریم، پس اشکال هم ندارد.

در جواب باید گفت: آیا تا به حال هیچ کس را به اندازه اهلبیت امام حسین (علیهم السلام) داغدار دیده‌اید؟ آن هم با سختی‌های بعد از شهادت عزیزانشان.
عصر عاشورا بود که حجاب از سر ناموس امام (علیه السلام) ربوده شد، آن زمان که فاطمه‌ی صغری بعد از شهادت پدر از دست دشمن سیلی می‌خورد و گوش او را برای بیرون آوردن گوشواره پاره کرده بودند، وقتی عمه‌اش زینب (سلام الله علیها) را دید؛ از هیچ یک از این‌ها شکایت نکرد و به عمّه گفت:
«یَا عَمَّتَاه هَلْ مِنْ خِرْقَةٍ أسْتُرُ بِهَا رَأسِی عَن أعْیُنِ النُّظَّارِ[۱] ای عمه جان آیا پارچه‌ای هست كه سر خود را از نامحرمان بپوشانم»

یا حضرت زینب (سلام الله علیها) در اولین خطبه‌ای که در مقابل یزید ملعون خواند این گونه فرمود:
«أَ مِنَ الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ- تَخْدِیرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ- وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا- قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ...[۲] اى پسر آزاد شدگان! آیا از عدالت تو است كه زنان و كنیزان خود را پشت پرده جاى دهى و دختران پیامبر خدا (صلی الله علیه واله وسلم) را به اسیرى ببرى و سوق دهى؟ تو چادرهاى ایشان را برداشتى، صورت هاى آنان را باز نمودى‏»

پس به گفته‌ی امام مجتبی (علیه السلام) هیچ حادثه‌ای سخت‌تر از حادثه‌ی کربلا نیست و همچنین امام سجاد (علیه السلام) هم اسارت بعد از آن را مصیبتی بزرگ می‌داند؛ با این حال در این حادثه زنان و دختران رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) اول از همه درخواست حجاب می‌کنند.

حال که ما به باور خود، ادامه دهنده‌ی راه آن بزرگواران هستم، چگونه باید عمل کنیم؟

منابع:
 ۱- بحارالانوار؛ ج ۴۵، ص۶۱.
۲- بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۳۴.
۳- بحار الانوار، ج۴۵، ۲۱۸ – مقتل المقرم ص ۲۴۲.
۴-  مقتل‌الحسین، ص۳۸۵.



بخش دوم از سلسله مقالات یاری امام زمان(عج):

یاری قلبی: 

همانگونه كه شكر دارای سه مرحله ی قلبی ، زبانی و عملی است یاری امام عصر علیه السلام با توجه به نسبت مستقیمی كه با شكر برقرار می‌كند دارای سه مرتبه خواهد بود .

نخستین و اساسی‌ترین این مراحل یاری قلبی است : انسان شاكر چگونه می‌تواند قلباً یاور امام خود باشد ؟ اگر انسان در درون خود معرفت نسبت به اسم و اوصاف امام پیدا كند و در پی آن محبت مولایش را به دل بگیرد ، مسلماً مراتب مهمی از یاوری قلبی را به دست آورده است .

پس از این پایه گذاری كه محبت و معرفت میكنند ، پاك سازی درون از زشتی‌ها و رذائل اخلاقی جایگاهی منحصر به فرد دارد معرفت صحیح نسبت به امام علیه السلام ، روح و عصاره‌ی دین است و اگر كسی بخواهد به ثمره ی عملی بندگی خدا برسد ، باید این ریشه را در ضمیر خود استوار كند . شناخت دین ، در واقع وابسته به معرفت صحیح یافتن نسبت به امام علیه السلام است كه گوهر دین را تشكیل می‌دهد و حكمتی كه خداوند در آیات قرآن از آن به « خیر كثیر » یاد می‌كند ، همین است .

 

 32.jpg

 

امام باقر علیه السلام در تفسیر حكمت چنین می فرمایند :

 معرفه الإمام و اجتناب الكبائر التی اوجب الله علیها النار (1)

معرفت امام و پرهیز از گناهانی كه خدا كیفر آنها را آتش قرار داده است .

اگر كسی امامش را درست بشناسد ، در واقع به میوه‌ و ثمره‌ی معرفت خدا و پیامبر دست یافته است و این گونه دریافت آنها و حركت از ثمره به ریشه چندان دشوار نخواهد بود . این حكمت در واقع فهمی عمیق را در مسائل دینی نصیب فرد می كند كه در روایات از آن با عنوان « تفقه » یاد می‌شود .

تفقه در فرهنگ شیعی ما تا آنجا اهمیت دارد كه عبادت بدون آن را عبادتی بی‌خیر معرفی كرده‌اند در واقع كسی كه در دین به فقه دست می یابد ، با توجه به معرفت عمیقی كه در دل راسخ نموده است به هیچ گونه تزلزلی در دین خود راضی نمی شود و پای اعتقاد خود محكم می ایستد .

امام صادق علیه السلام فرموده‌اند :

إذا اراد الله بعبد خیراً فقه فی الدین (2)

اگر خدای برای بنده‌ای خوبی بخواهد او را در دین صاحب فهم عمیق می‌كند .

اگر خدا خیر كسی را بخواهد ، برای او شرایطی فراهم می‌كند كه در دین تفقه پیدا كند در روایت دیگری پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرموده‌اند :

 « اف بر مسلمانی كه در هفته روزی را قرار ندهد كه درآن روز امر دینش را تفقه كند و از آن سوال نماید .» (3)

 روشن است كه پیگیری فقهی كه ما را به آن سفارش كرده‌اند ، به مفهوم وجوب آموختن فقه اصطلاحی و حوزوی نیست ، چرا كه در احكام ، ما را به تقلید فرا خوانده‌اند و اگر افرادی این وظیفه را به عهده بگیرند ، از گردن دیگران ساقط است .

 اما آنچه مورد سفارش قرار گرفته ، اولاً تقلید آگاهانه است و اینكه بدانیم چرا و در چه محدوده‌ای و از چه كسی و با چه ملاك‌هایی تقلید می‌كنیم .نكته‌ی اساسی ‌تر این است كه ما در اعتقادات خود كه توحید و نبوت و امامت است به درك صحیح و فهم عمیق و بی‌خدشه دست بیایم هر كس باید دراصول اعتقادی خود فقیه شود ، یعنی به گونه‌ای نسبت به خدای فطری خویش و امام و پیامبر خود آگاهی و معرفت پیدا كند كه این بصیرت اجازه‌ی ورود هیچ آفت و تردیدی را به درون او ندهد . اگر كسی از روی فقاهت موحد شود ،‌هیچ شبهه‌ای او را نمی‌لرزاند . فقاهت ، نتیجه‌ی اعتقاد برخاسته از معرفت صحیح است و در این طریق ، شاگردی از كسانی كه معارف اهل بیت علیهم السلام را در دسترس دارند و نیز مطالعه ، پی جویی و جستجو ، این ارمغان را خواهد آورد و إن شاء الله خداوند معرفت صحیح را به دنبال آن مقدمات به ما اعطا خواهد نمود .

 

46.jpg 

 

تهذیب قلب - یاری قلبی

هر چه این معرفت ریشه بدواند و این ریشه پایدارتر شود ، اقبال آدمی به نافرمانی مولایش كمتر خواهد بود در این صورت نیمه‌ی دوم حكمت نیز نصیب فرد خواهد شد . قلب انسان در اثر معصیت و نافرمانی خداوند غبار و زنگار می گیرد و به بیماری مبتلا می‌گردد و این بیماری ، معرفت انسان را نیز خدشه‌دار می كند اگر این نقطه‌های سیاه جان بگیرند قلبی آلوده به جای خواهد ماند كه از طهارت معرفت ، بهره‌ای نخواهد گرفت .پس تهذیب قلب ، به دنبال جلوگیری عملی از نافرمانی خداوند حاصل خواهد شد .اگر قلب انسان از گناه پر شود و با توبه‌ی حقیقی از آلودگی زدوده نگردد ، دل انسان زیر و رو می‌شود و آن وقت قلبی كه گره خرده‌ی محبت امام است، خدای نكرده با یك گناه و لذت شهوی ، امامش را می‌فروشد و خود را از یاری او محروم می‌كند .

 ناصر امام ، باید قلبی پاك و عملی پاكیزه داشته باشد وگرنه اساساً عمل زشت و قلب زنگار گرفته ، این فرصت و قابلیت را از او سلب می‌كنند كه بخواهد پای در طریق یاری امامش بگذارد .

 خداوند متعال به داود علیه السلام فرمود :

« ... یاران خود را از دوست داشتن شهوت‌ها بترسان ! زیرا كسانی كه به شهوات دنیوی دل بسته‌ باشند دل‌هایشان از من ( خدا ) پوشیده و محروم است .» (4)

 

 دوستی امام – یاری قلبی

 دوستی و محبت امام نیز خود راهی دیگر برای یاری قلبی انسان است ، چرا كه قلب لبریز از محبت ، بقیه‌ی اعضا و حالات انسان را مطابق خواست الهی تنظیم میكند و اعمال انسان نیز مطابق این محبت قلبی روح و ارزش می‌یابند محبت ، مراتب بعدی یاری امام را نیز شكل می‌دهد و طاعت امام را آسان و خواستنی خواهد كرد .

 

رسول خدا صلی الله علیه وآله به امیرالمومنین علیه السلام فرمودند :

« مثل تو مثل سوره‌ قل هو الله احد است . كسی كه یك بار آن را بخواند مثل این است كه یك سوم قرآن را خوانده و كسی كه دوبار آن را بخواند مانند این است كه دو سوم قرآن را خوانده وكسی كه سه بار آن را بخواند ، مثل این است كه همه‌ی قرآن را خوانده باشد و همین طور است كه تو را با قلبش دوست داشته باشد نظیر یك سوم پاداش اعمال بندگان را برده است ، و كسی كه تو را با قلبش دوست بدارد و با زبانش زیارت كند مانند این است كه دو سوم پاداش اعمال بندگان را برده ،‌ و كسی كه تو را با قلبش دوست بدارد و با زبان و دستش یاری كند ،‌ معادل پاداش همه‌ی اعمال بندگان را برده است .» (5)

 

 43.jpg

 

 یاری زبانی - پاكسازی زبان

 مرتبه‌ی دیگر یاری امام علیه السلام یاری زبانی ایشان است كه نخستین گام در این مرتبه ، پاك كردن زبان خواهد بود . به فرموده‌ی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله :

« ایمان هیچ بنده‌ای درست ( بدون انحراف) نمی‌شود مگر آن كه قلب او درست باشد ، و قلبش درست نمی‌شود مگر آن كه زبانش درست شود .» (6)

 بنابراین آنچه سلامت قلب انسان را رقم می‌زند ، زبان سالم است . كسی كه می‌خواهد با زبان خود امامش را یاری كند ،نباید نسبت به این امر كلیدی بی‌تفاوت باشد انسانی كه با چنین نیتی زبان خود را حفظ و حراست كند ، قلبش را از تباهی و انحراف نجات داده و با مراقبت از زبانش ، اجرا یاری كردن امامش را نیز برده است . در این راه ، پرهیز از گناهانی كه گریبانگیر زبان آدمی می‌شود بسیار كارساز است . جلوگیری از غیبت َ، دروغ ، آزار دیگران ، آشكار ساختن راز دیگران ، افترا و تهمت ، ناسزا ،سخن لغو و بیهوده و بیجا گفتن و .... زبان آدمی را آماده‌ی این یاوری می‌كند . دراین طریق خصوصاً برای مادرانی كه وظیفه‌ی خطیر تربیت فرزند را به دوش می كشند ، مساله حساس تر است .

 پس از این تهذیب ، باید در پی راهكارهایی بود كه مستقیم و یا غیر مستقیم این محبت دركام جان فرزندان بنشیند و با گوشت و خون آنان درآمیخته شود . رفتار و سلوك ما باید به گونه‌ای باشد كه فرزندانمان روحیه‌ی مهدوی را از ما استشمام كنند وقتی مهر مادری و رفتار مهدوی به هم آمیخته شد ، به واسطه‌ی عشقی كه میان مادر و فرزند برقرار می‌شود این محبت به راحتی در جان او نفوذ می‌كند درحقیقت ، مادر با فداكاری و ایثار و لطف خود از یك سو و با ترغیب و تربیت و تذكر به امام عصر علیه السلام از سوی دیگر می‌تواند فرزند را امام زمانی بار بیاورد .

 در این باب توجه به ابعاد مختلف وجود فرزند حتی از ابتدای زمان بارداری مورد نیاز است . به گونه‌ای كه می توان گفت فرایند تربیت از آنجا آغاز می‌شود . زبان ما با ذكر دائمی برخاسته از محبت قلبی ، می‌تواند اقبال نسبت به امام عصر علیه السلام را در لوح دل فرزند حك كند و این نقش ماندنی را در زمان باروری فرزند ، به ثمرات فراوانی بدل سازد مورد توجه است می‌توان پله به پله با استفاده از راه‌هایی كه مناسب سن و ظرفیت فرزندان است ، این معرفت را به آنها منتقل كرد . خواندن داستان‌های مربوط به ائمه علیهم السلام و شرح مظلومیت آنها در قالب حكایات تاریخی ، به همراه بردن فرزندان در مراسم اعیاد و وفیات ائمه علیهم السلام و نیز به همراه بردن بچه‌ها در سفرهای زیارتی و فرصت تنفس در آن فضا را به آنها دادن ،راه‌های دیگری است كه دنبال كردن آنها ، شناخت امام علیهم السلام و نیز به همراه بردن بچه‌ها در سفرهای زیارتی و فرصت تنفس در آن فضا را به آنها دادن ، راه‌های دیگری است كه دنبال كردن آنها ، شناخت امام علیه السلام را در دل فرزندان ما نهادینه می كند كودكان را باید در معرض پیام‌های حاوی معرفت اهل بیت علیهم السلام قرار داد تا گوش جان آنها و فطرت پاكشان این پیغام‌ها را برگیرد و بذر كاشته شده در وجودشان ، آرام آرام جوانه زند و سر برآورد و میوه و ثمر دهد .

 

پی نوشتها :

(1)                  تفسیر عیاشی ، ج1 ، ص 151.

(2)                  بحارالانوار ، ج1 ، ص217.

(3)                  بحارالانوار ، ج1 ، ص176.

(4)                  بحارالانوار ، ج78 ، ص313.

(5)                  بحارالانوار ، ج27 ، ص94.

(6)                  بحارالانوار ، ج71 ، ص287.



بخش سوم از سلسله مقالات غربت یار:

امام سجاد علیه السلام راه ثابت قدم ماندن در مسیر ولایت و امامت را چنین تبیین كرده‌اند : همانا قیام كننده از ما ( اهل بیت ) دو غیبت دارد كه یكی از آنها طولانی‌تر از دیگری است ...اما غیبت دیگر ، پس مدت آن به درازا می‌انجامد تا آن حد كه بیشتر كسانی كه اعتقاد به امامت او ( امام عصرعلیه السلام ) دارند از این اعتقاد برمی گردند . پس برای این امر ثابت قدم نمی‌ماند مگر كسی كه یقینش محكم و معرفتش صحیح باشد و قلباً پذیرفتن احكام ما برایش سخت نباشد ( ظرفیت پذیرش داشته باشد ) و تسلیم ما اهل بیت گردد.( كمال الدین ، باب 31، ج 8 )

 

14.jpg 

 

سنت خدا این است :

تقویت معرفت نسبت به ائمه علیهم السلام، با مطالعه ، تفحص ، شركت در مجالس ذكر ایشان ، زیارت قبور مطهر ایشان و شنود درباره‌ی این پیشوایان در مجامع و محافل خانوادگی و علمی حاصل می شود . این معرفت وقتی سطح بالایی پیدا كند ، انسان را به وادی یقین می كشاند و وقتی یقین به خدایی بودن قول امام پیدا شد و امر او متقن تلقی گردید ، آن وقت پذیرش و تسلیم نسبت به او و دستور او بسیار آسان خواهد بود .

 پس بر اساس كلام امام سجاد علیه السلام راه هدایت در زمان غیبت به شناخت صحیح حضرت بقیه الله علیه السلام و پذیرش قلبی و تسلیم عملی نسبت به ایشان منحصر می شود و در غیر این صورت عاقبتی جز هلاكت در انتظار انسان نیست .

 

معرفت صحیح

یقین > پذیرش آسان وصف و امر امام > تسلیم كامل در برابر امام

 

معرفت امام عصر علیه السلام بسیار با ارزش است و به عنوان سپری در مقابل انحرافات اعتقادی و اخلاقی برای ما عمل می‌كند . به این ترتیب است كه انسان ، با انتخاب بلد راه می تواند با یاری طلبیدن از خداوند ایمان خود را به سر منزل مقصود برساند .

 

معنای دوم غریب

همانگونه که معنای اول «ناشناخته بودن» بود ، معنای دومی را نیز می‌توان از واژه‌ی غریب برداشت كرد گاه غریب به كسی گفته می شود كه از یاد رفته است در این معنا ، غربت در مقابل ذكر قرار می گیرد همانگونه كه می‌دانیم ذكر دارای دو مرتبه‌ی قلبی و زبانی است . بنابراین وقتی هر یك از این دو ، مورد غفلت قرار گیرد ، امام عصر علیه السلام در آن مرتبه غریب واقع شده‌اند .

 

معرفت ، محبت ،‌ذكر

 معرفت ، محبت و ذكر یك مثلث تقویت كننده و دارای ارتباط مستقیم را تشكیل می‌دهند . هر چه معرفت قوت بگیرد محبت انسان نسبت به معروفش افزایش می‌یابد و وقتی محبت بالا گرفت ، طبیعتاً ذكر محبوب از قلب انسان و به تبع آن از زبان او هرگز محو نمی‌گردد. از آن سو با افزودن ذكر ، خود به خود نوعی محبت در دل انسان نضج می‌گیرد و به دنبال محبت ،انسان به تكاپوی شناخت محبوب می‌افتد . بنابراین باید نخستین علت از یاد رفتن و ذكر نشدن امام عصر علیه السلام را در عدم معرفت صحیح نسبت به ایشان جستجو كرد .

 

58.jpg 

 

یاد كرد نامتناسب با قدر به غربت می‌انجامد

 یاد كرد هر كس باید متناسب با سطح او در حد مقام وموقعیت او باشد ، در غیر این صورت آن فرد غریب مانده است . اگر فرضاً درباره‌ی یك مساله تخصصی و علمی سخن گفته می شود ، باید از فردی كه در این امور تسلط و تخصص سطح بالایی دارد و از همه آگاه‌تر است ، یاد آورده شود وگرنه غفلت از یاد آن فرد به غربت او انجامیده است . بنابراین « تعدد یاد كرد » و « كمیت یادآوری » از یك فرد ، با بالا رفتن منزلت و قدر و اهمیت شخصیت او ، باید فراوان شود و شدت بگیرد .

 بر طبق آنچه تا كنون دانسته‌ایم آیا نعمتی را می‌توان بزرگتر ، ریشه‌‌ای تر و و فراگیرتر از امام عصر علیه‌السلام پیدا كرد ؟ بنابراین انتظار می‌رود كه در دفعات مختلف و مناسبت های پی در پی و دائماً و بی‌توقف این یادآوری صورت گیرد و تعداد یاد آوردن‌ها متناسب با علو و والایی شخصیت آن حضرت باشد .

 چگونه یاد كردها از بعد كیفی نیز تفاوت دارد . گاه انسان وقتی از چیزی سخن میگوید تمام وجودش زبان می‌شود و با حرارت و غیرت فراوان از آن دم می‌زند گاه نیز یادآوردن از چیزی بسیار عادی و ملایم جلوه می كند و در زبان و رفتار جاری می گردد هر چه محبت و معرفت انسان به یك چیز افزونتر باشد ، كیفیت دم زدن از آن نیز تفاوت می‌كند .

 ذكر ، همچنین انواع مختلف دارد ، گاه ذكر محبوب تنها در دل انسان ، ساری و جاری است و گاه در زبان او ، آثار او و سلوك و رفتار او ظهور می‌كند .ممكن است ذاكر برای محبوبش دلتنگ شود ، از فضایل او بگوید و بشنود و برایش نگران باشد و به روش‌های مختلف او را ترویج كند ذكر دارای زمینه نیز هست . هر چه نعمتی بزرگتر ودارای اهمیت بیشتری باشد ، باید به مناسبت‌ها ، بهانه‌ها و زمینه‌های مختلف از آن سخن به میان آید . گاه نعمتی بخشی از زندگانی انسان را به خود اختصاص می‌دهد ، و گاهی هست كه نعمتی بستر اصلی حیات را تشكیل می‌دهد و تمام جوانب زندگی را در بر می گیرد در این دو ، زمینه‌های یاد كرد ، متفاوت است و معلوم است كه در دومی این زمینه‌ها باید فراوان‌تر مطرح گردد هر چه نعمت بزرگتر و اساسی‌تر باشد ، باید در زمان‌ها و مكان‌های بیشتر و به بهانه‌ها و مناسبت‌های فراوان‌تری از آن یاد به میان آید وگرنه به غربت خواهد انجامید .

ارسال شده در شنبه 2 آذر 1392 ساعت 08:54 ب.ظ توسط پایگاه بسیج محبین المهدی(عج)-كرمان.


انتظار، سرفصل امید به آینده‌ای روشن و مایه عشق و شور و امید و تلاش برای آماده‌سازی خود و جامعه برای آمدن و ظهور امام منتظر است. انتظار، هرگز یك روحیه بازدارنده، فلج‌كننده و یأس‌آور نیست، بلكه موجب دوركردن عنصر بدبینی به آینده، از نهاد انسان در جامعه بشری است. انتظار، معیار ارزش انسان‌ها است. آرزوها و آمال انسان‌ها معیار خوبی برای سنجش میزان رشد و تعالی آن‌ها است. آرزوهای متعالی، حكایت از كمال روح و رشد شخصیت انسان‌ها می‌كند؛ برعكس آرزوهای حقیر و بی‌ارزش، نشان از بی‌اهمیتی و رشدنیافتگی افراد دارد. آرزوها، انسان را به حركت وا می‌دارد.

انتظار، اعتراض دائمی برضد بی‌عدالتی‌ها است؛ نجات از سكون و ركود است، ‌در صحنه‌بودن است. انتظار، نقش مهمی در سازندگی، پویایی و اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت دارد. اگر انسان منتظر، به وظایفی كه برای او شمرده شده است عمل كند، به الگوی مطلوب انسان دیندار دست می‌یابد.

انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اقتدای به او، ‌بیعت با او و سرسپاری به فرمان او است؛ سنگربانی عقیده، مرزبانی اندیشه و مبارزه در راه پاسداری از حریم دین و ولایت است. انتظار فرج، كار است، حركت است، تلاشی هدفمند است و با بی‌هدفی، سكون و تن‌آسایی سازگاری ندارد. مگر می‌شود در انتظار سرسبزی روزگاران بود و در فصل برگ‌ریزان، از پا نشست؟

منتظر، تلاشگری نستوه است كه برابر هر انحرافی می‌ایستد و با الهام از شیوه و آیین امام و مقتدای مورد انتظار خویش، در راه اصلاح خود و جامعه‌اش به جهاد و مقاومت می‌پردازد. از آن زمان كه فرشتگان الهی به امر خدا، برابر حضرت آدم علیه السلام سر به سجده فرود آوردند، بحث از انتظار موعودی از سلاله آخرین پیامبر الهی به میان آمد. دیگر این، وظیفه تمام فرستادگان آسمانی شد كه منتظر باشند و دیگران را هم به انتظار دعوت كنند. آن زمان كه لوط، برابر فاسدان قوم خود قرار گرفت و گفت: «كاش برای مقابله با شما قدرتی داشتم یا به تكیه‌گاهی استوار پناه می‌جستم»(1) اندیشه انتظار قائم، در روح و جانش جاری بود. امام صادق علیه السلام فرمود: 

حضرت لوط  علیه السلام این سخن را نگفت، مگر برای تمنای دسترسی به قدرت قائم ما. و آن تكیه‌گاه استوار، چیزی نبود، جز استواری و توانایی یاران او ... (2).

انتظار، در زمان غیبت و عدم حضور ظاهری امام در جامعه، به نوعی، اعلام پذیرش ولایت و امامت آخرین وصی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است و همین انتظار موجب می‌شود ارتباط شیعیان با امامشان ـ اگرچه به صورت ارتباط قلبی و معنوی ـ حفظ شود.

 

1.jpg 

 

اما به‌راستی منتظر واقعی كیست؟...

منتظر واقعی، كسی است كه به امامش معرفت داشته باشد؛ یعنی اعتقاد به ولایت و معرفت به شخصیت او. اعتقاد به ولایت، تعهد و پیمانی است كه جز با اطاعت كامل نمی‌شود. كسی منتظر واقعی است كه علاوه بر خودسازی به دیگرسازی نیز بپردازد، تا از این طریق، زمینه‌های ظهور آن حضرت را فراهم سازد.

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم پیش از این‌كه ستاره پرفروغ امامت امامان علیهم السلام طلوع كند، برترین جهاد امتش را انتظار فرج دانسته است؛ زیرا انتظار فرج، انتظار جهاد و انقلابی عظیم بر ضد تمام ظلم‌ها و جنایت‌ها و اجرای عدالت به تمام معنا در سراسر جهان است. حضرت علی  علیه السلام در حدیثی فرموده است:

كسی كه در انتظار اقامه نماز به سر برد، در طی زمان انتظارش، در حال نماز به شمار می‌رود.(3)

پس كسی كه در انتظار اقامه دین حق و برپایی دستورهای الهی در سراسر جهان است، چه پایگاه و منزلتی دارد؟ در زندگی ظاهری دنیا، هر امام، در عصر خود به حمایت و یاری پیروان و شیعیان خود نیاز دارد. امام، اگر علی علیه السلام هم باشد، اگر حمایتگری نیابد و شاهد خیانت دوستان باشد، مجبور به خانه نشینی است، تا چه رسد به امامی كه در غیبت به‌سر می‌برد و انقلاب بسیار عظیمی در پیش دارد كه فقط با حمایت پیروان و شیعیانش تحقق خواهد پذیرفت.

 

اگر منتظر بازگشت یوسف زهراییم، آیا آماده استقبالیم؟...

عاشق و دلباخته گل نرگس، منتظر نشانه و علامت نیست؛ بلكه منتظر خود حضرت است و می‌داند این آمادگی، جز با اطاعت از فرامین آن امام بزرگوار، به‌دست نمی‌آید.

حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  فرمود:

پس هر یك از شما باید به آنچه به وسیله آن به دوستی ما نزدیك می‌شود عمل كند و آنچه از جانب او، ما را به خشم و ناراحتی نزدیك نماید دوری كند؛ زیرا فرج ما آنی و ناگهانی فرا می‌رسد.

این حدیث، وظیفه ما را به خوبی مشخص می‌كند و ما را متوجه این امر می‌كند كه در هر حال باید آماده ظهور حضرت باشیم. امام صادق علیه السلام فرموده است:

برای ظهور و قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خود را مهیا سازید؛ گرچه این آمادگی در حد فراهم كردن یك تیر باشد.(4)

حضرت، برای برپایی عدالت، قیام مسلحانه می‌كند. در حقیقت، این حدیث می‌خواهد بگوید كسی كه طالب ظهور آن حضرت است، باید در جهت زمینه‌سازی نهایت جهاد و كوشش را بنماید.

 

20.jpg 

 

امام هادی علیه السلام فرمود:

قائم آل محمد، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است كه واجب است در زمان غیبتش منتظر او باشند و زمان ظهورش، مطیع باشند.

بنابراین امام معصوم در این حدیث، انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را واجب دانسته است.

با توجه به جایگاه بلندی كه انتظار در مكتب شیعه دارد و تأكیدها و سفارش‌های فراوان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام بر موضوع انتظار فرج، شیعیان باید به این موضوع اهتمام بیشتر و توجهی درخور داشته باشند. باید مراقب بود اعتیاد به غیبت امام، گریبانگیر ما نشود.

هم‌اكنون هزار و اندی سال از غیبت آن امام معصوم می‌گذرد و هنوز اذن ظهور از ناحیه ذات اقدس اله صادر نشده است.

 

چرا تأخیر؟...

یقیناً تأخیر از ما است؛ زیرا طبق فرمایش مولایمان، این ما هستیم كه یكدل نشده‌ایم و در راه او به‌طور شایسته، قدم بر نداشته‌ایم:

اگر شیعیان ما كه خداوند آنان را در بندگی‌اش یاری كند، در عهد و وفای به ولایت ما یكدل و یك‌صدا بودند، میمنت دیدار و ظهور ما این‌قدر به تأخیر نمی‌افتاد.(5)

عدم وفای به عهد پیروانش، موجب محرومیت جهان بشریت از این فیض بزرگ خدایی شد. آیا جز این است كه زندان غیبت، دستان یداللهی او را بسته است و از تزلزل و تحیر بشریت در غم و اندوه به سر می‌برد و با دلی غمگین، همگان را به دعا برای تعجیل در فرج خویش فرا می‌خواند.

همیشه دردهایمان را برای حضرت سوغات نبریم؛ بلكه به وظایفمان مقابل حضرت كه یكی از آن‌ها دعای بسیار برای تعجیل در ظهور او است اهمیت دهیم. به راستی آیا برای ما عذری در كوتاهی از این دعای مهم باقی می‌ماند؟ چرا كه بهترین و مؤثرترین عملی كه بتوان با آن پدر مهربان ارتباط برقرار كرد و بسیار در تعجیل ظهورش مؤثر می‌باشد، دعا است.

مولای ما! شب سیاه غیبت تو بس طولانی شده است. بسیاری در این سیاهی شب به سوی دنیا می‌گریزند؛ اما سپیده دم كه آن‌ها دورش می‌پندارند، به زودی آشكار خواهد شد.

همیشه دردهایمان را برای حضرت سوغات نبریم.

  

پی نوشتها:

(1) سوره هود، آیه 80.

(2) بحار الانوار، ج12، ص 158.

(3) بحارالانوار، ج7، ص255.

(4) همان، ج52، ص366.

(5) همان، ج53، ص177.


از جمله مطالبی که درباره زیارت حضرت سیدالشهداء امام حسین (ع) رسیده مطلبی است که در داستان تشرّف حاج علی بغدادی (ره) به حضور مبارک صاحب الزمان (ع) نقل شده و آن قسمت این است که می گوید به آن حضرت عرض کردم: «مولای ما! روضه خوانان حسین (ع) حدیثی را نقل می کنند که مردی در عالم رؤیا هودجی را در میان زمین و آسمان دید و پرسید که چه کسانی در این هودج نشسته اند؟ پاسخ داده شد: حضرت زهرا (ع) و خدیجه کبری (ع) پرسید: به کجا می روند؟ جواب دادند: امشب شب جمعه است و آنان برای زیارت امام حسین (ع) در شب جمعه، می روند و نیز دید که از هودج، رقعه هایی می ریزد و در آن مکتوب است: «برای زیارت کننده حسین (ع) در شب جمعه، امان از آتش دوزخ است.» اکنون آیا این حدیث صحیح است؟» حضرت فرمود: «نَعَم زِیارَه الحُسَین (ع) فِی لَیلَهِ الجُمعَه اَمانُ مِن النّار یومَ القِیامَه؛ یعنی، آری زیارت حسین (ع) در شب جمعه امان از آتش دوزخ در روز قیامت خواهد بود.»(بحار الانوار ، ج 53 ، ص 315)

 

 40.jpg

 

چنانکه می نگرید حضرت ولی عصر (ع) سخن قاریان تعزیه امام حسین (ع) و حدیثی را که آنان درباره زیارت حضرت سیدالشهدا می خوانده اند، تصدیق و تقریر کرده و خود نیز بطور قطعی تصریح فرموده اند که زیارت امام حسین (ع) در شب جمعه، امان آدمی از آتش قهر الهی در روز قیامت خواهد بود. راستی چقدر دلنشین است که صاحب الامر و الزمان و منتقم خون پاک و مقدس حضرت حسین بن علی (ع) بدینگونه از زیارت جدش امام حسین (ع) سخن گفته و چنین نوید روح افزا و نشاط انگیزی را به زائران حسین (ع) می دهد.

ارسال شده در شنبه 2 آذر 1392 ساعت 08:06 ب.ظ توسط پایگاه بسیج محبین المهدی(عج)-كرمان.


امام حسین (ع) : هرکس زبانش راستگو باشد کردارش پاکیزه باشد و هرکس نیت خیر داشته باشد روزیش فراوان گردد و هرکس با زن و بچه اش خوشرفتار باشد عمرش طولانی شود. 

ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 323

----------------------------------------------------------------

امام حسین (ع) : فقیران و تهی دستان مومنان چهل سال زودتر از ثروتمندان وارد بهشت میشوند ، امام (ع) برای درک بیشتر این موضوع مثالی را هم بیان فرمودند : مانند دو کشتی که از گمرک می گذرند ، مامور وصول گمرک به آن دو کشتی نگاه میکند و یکی از آنها را پر از بار می بیند و دستور می دهد آنرا نگه دارید. 

ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 370



امام حسین (ع) در حال رفتن به کربلا فرمودند : من مرگ را نمی بینم جز سعادت ، و زندگی با ستمگران را نمی بینم مگر ستوه و بی قراری. 

تحف العقول صفحه 176

----------------------------------------------------------------

امام حسین (ع) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند. 

ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454