تبلیغات
سربازان گمنام كریم اهل بیت - راه های ثابت قدمی در مسیر ولایت
سربازان گمنام كریم اهل بیت
ما نمرده ایم كه سیدعلی تنها بماند

منوی اصلی
مطالب پیشین
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
ایا از مطالب راضی بودبد؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :


آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی


بخش سوم از سلسله مقالات غربت یار:

امام سجاد علیه السلام راه ثابت قدم ماندن در مسیر ولایت و امامت را چنین تبیین كرده‌اند : همانا قیام كننده از ما ( اهل بیت ) دو غیبت دارد كه یكی از آنها طولانی‌تر از دیگری است ...اما غیبت دیگر ، پس مدت آن به درازا می‌انجامد تا آن حد كه بیشتر كسانی كه اعتقاد به امامت او ( امام عصرعلیه السلام ) دارند از این اعتقاد برمی گردند . پس برای این امر ثابت قدم نمی‌ماند مگر كسی كه یقینش محكم و معرفتش صحیح باشد و قلباً پذیرفتن احكام ما برایش سخت نباشد ( ظرفیت پذیرش داشته باشد ) و تسلیم ما اهل بیت گردد.( كمال الدین ، باب 31، ج 8 )

 

14.jpg 

 

سنت خدا این است :

تقویت معرفت نسبت به ائمه علیهم السلام، با مطالعه ، تفحص ، شركت در مجالس ذكر ایشان ، زیارت قبور مطهر ایشان و شنود درباره‌ی این پیشوایان در مجامع و محافل خانوادگی و علمی حاصل می شود . این معرفت وقتی سطح بالایی پیدا كند ، انسان را به وادی یقین می كشاند و وقتی یقین به خدایی بودن قول امام پیدا شد و امر او متقن تلقی گردید ، آن وقت پذیرش و تسلیم نسبت به او و دستور او بسیار آسان خواهد بود .

 پس بر اساس كلام امام سجاد علیه السلام راه هدایت در زمان غیبت به شناخت صحیح حضرت بقیه الله علیه السلام و پذیرش قلبی و تسلیم عملی نسبت به ایشان منحصر می شود و در غیر این صورت عاقبتی جز هلاكت در انتظار انسان نیست .

 

معرفت صحیح

یقین > پذیرش آسان وصف و امر امام > تسلیم كامل در برابر امام

 

معرفت امام عصر علیه السلام بسیار با ارزش است و به عنوان سپری در مقابل انحرافات اعتقادی و اخلاقی برای ما عمل می‌كند . به این ترتیب است كه انسان ، با انتخاب بلد راه می تواند با یاری طلبیدن از خداوند ایمان خود را به سر منزل مقصود برساند .

 

معنای دوم غریب

همانگونه که معنای اول «ناشناخته بودن» بود ، معنای دومی را نیز می‌توان از واژه‌ی غریب برداشت كرد گاه غریب به كسی گفته می شود كه از یاد رفته است در این معنا ، غربت در مقابل ذكر قرار می گیرد همانگونه كه می‌دانیم ذكر دارای دو مرتبه‌ی قلبی و زبانی است . بنابراین وقتی هر یك از این دو ، مورد غفلت قرار گیرد ، امام عصر علیه السلام در آن مرتبه غریب واقع شده‌اند .

 

معرفت ، محبت ،‌ذكر

 معرفت ، محبت و ذكر یك مثلث تقویت كننده و دارای ارتباط مستقیم را تشكیل می‌دهند . هر چه معرفت قوت بگیرد محبت انسان نسبت به معروفش افزایش می‌یابد و وقتی محبت بالا گرفت ، طبیعتاً ذكر محبوب از قلب انسان و به تبع آن از زبان او هرگز محو نمی‌گردد. از آن سو با افزودن ذكر ، خود به خود نوعی محبت در دل انسان نضج می‌گیرد و به دنبال محبت ،انسان به تكاپوی شناخت محبوب می‌افتد . بنابراین باید نخستین علت از یاد رفتن و ذكر نشدن امام عصر علیه السلام را در عدم معرفت صحیح نسبت به ایشان جستجو كرد .

 

58.jpg 

 

یاد كرد نامتناسب با قدر به غربت می‌انجامد

 یاد كرد هر كس باید متناسب با سطح او در حد مقام وموقعیت او باشد ، در غیر این صورت آن فرد غریب مانده است . اگر فرضاً درباره‌ی یك مساله تخصصی و علمی سخن گفته می شود ، باید از فردی كه در این امور تسلط و تخصص سطح بالایی دارد و از همه آگاه‌تر است ، یاد آورده شود وگرنه غفلت از یاد آن فرد به غربت او انجامیده است . بنابراین « تعدد یاد كرد » و « كمیت یادآوری » از یك فرد ، با بالا رفتن منزلت و قدر و اهمیت شخصیت او ، باید فراوان شود و شدت بگیرد .

 بر طبق آنچه تا كنون دانسته‌ایم آیا نعمتی را می‌توان بزرگتر ، ریشه‌‌ای تر و و فراگیرتر از امام عصر علیه‌السلام پیدا كرد ؟ بنابراین انتظار می‌رود كه در دفعات مختلف و مناسبت های پی در پی و دائماً و بی‌توقف این یادآوری صورت گیرد و تعداد یاد آوردن‌ها متناسب با علو و والایی شخصیت آن حضرت باشد .

 چگونه یاد كردها از بعد كیفی نیز تفاوت دارد . گاه انسان وقتی از چیزی سخن میگوید تمام وجودش زبان می‌شود و با حرارت و غیرت فراوان از آن دم می‌زند گاه نیز یادآوردن از چیزی بسیار عادی و ملایم جلوه می كند و در زبان و رفتار جاری می گردد هر چه محبت و معرفت انسان به یك چیز افزونتر باشد ، كیفیت دم زدن از آن نیز تفاوت می‌كند .

 ذكر ، همچنین انواع مختلف دارد ، گاه ذكر محبوب تنها در دل انسان ، ساری و جاری است و گاه در زبان او ، آثار او و سلوك و رفتار او ظهور می‌كند .ممكن است ذاكر برای محبوبش دلتنگ شود ، از فضایل او بگوید و بشنود و برایش نگران باشد و به روش‌های مختلف او را ترویج كند ذكر دارای زمینه نیز هست . هر چه نعمتی بزرگتر ودارای اهمیت بیشتری باشد ، باید به مناسبت‌ها ، بهانه‌ها و زمینه‌های مختلف از آن سخن به میان آید . گاه نعمتی بخشی از زندگانی انسان را به خود اختصاص می‌دهد ، و گاهی هست كه نعمتی بستر اصلی حیات را تشكیل می‌دهد و تمام جوانب زندگی را در بر می گیرد در این دو ، زمینه‌های یاد كرد ، متفاوت است و معلوم است كه در دومی این زمینه‌ها باید فراوان‌تر مطرح گردد هر چه نعمت بزرگتر و اساسی‌تر باشد ، باید در زمان‌ها و مكان‌های بیشتر و به بهانه‌ها و مناسبت‌های فراوان‌تری از آن یاد به میان آید وگرنه به غربت خواهد انجامید .